هزینه حقوق آزمایشگاه بیشتر شده؛ واقعاً نیروی انسانی بیشتری مصرف شده یا فقط نرخ هزینه بالا رفته؟
فرض کنید مسئول امور مالی بیمارستان گزارش ماهانه آزمایشگاه را بررسی میکند و میبیند هزینه نیروی انسانی آزمایشگاه بیشتر از مقدار مورد انتظار شده است. آیا این یعنی آزمایشگاه نیروی انسانی بیشتری از نیاز مصرف کرده؟ نه لزوماً. برای پاسخ باید سه چیز را از هم جدا کنیم: حجم واقعی خدمات، مقدار نیروی انسانی مصرفشده و نرخ هزینه نیروی انسانی.
در مثال آزمایشگاه، حجم فعالیت با واحد خدمت وزنی یا RVU سنجیده میشود؛ یعنی بهجای اینکه یک CBC ساده و یک آزمایش پیچیده را هر دو یک آزمایش حساب کنیم، حجم کار با توجه به وزن خدمات اندازهگیری میشود. همین منطق در محاسبه بهای تمامشده خدمات رادیولوژی؛ چرا تقسیم کل هزینه بر تعداد بیماران اشتباه است؟ برای خدمات تصویربرداری هم به کار رفت.
برای ماه موردنظر ۶٬۲۷۰ واحد خدمت وزنی پیشبینی شده بود، اما عملکرد واقعی آزمایشگاه به ۶٬۵۰۰ واحد رسید؛ یعنی حجم واقعی آزمایشگاه بیشتر از پیشبینی بوده است. حالا اگر مسئول امور مالی ساعات کار واقعی را مستقیماً با ساعات بودجه اولیه مقایسه کند، نتیجه اشتباه میشود؛ چون آزمایشگاه واقعاً خدمات بیشتری ارائه کرده است.
اول بودجه را با حجم واقعی تعدیل کنیم
در این مثال رابطه ساعات موردنیاز آزمایشگاه به این صورت تعیین شده است: ساعات موردنیاز برابر است با ۱٬۴۰۰ ساعت ثابت بهعلاوه ۰٫۲۵ ساعت به ازای هر واحد خدمت وزنی.
وجود ۱٬۴۰۰ ساعت ثابت یعنی بخشی از نیروی انسانی آزمایشگاه با تغییرات جزئی حجم کار تغییر نمیکند؛ آزمایشگاه برای ادامه فعالیت خود به یک سطح پایه از نیروی انسانی نیاز دارد. اما بخش دیگری از ساعات کار با حجم خدمات تغییر میکند. همین منطق تعدیل بودجه با حجم واقعی، در بودجه انعطافپذیر آزمایشگاه بیمارستان؛ افزایش هزینه همیشه به معنی عملکرد نامطلوب نیست به تفصیل آمده است.
پس برای حجم واقعی ۶٬۵۰۰ واحد خدمت وزنی، ساعات مورد انتظار را دوباره محاسبه میکنیم: ۱٬۴۰۰ + (۰٫۲۵ × ۶٬۵۰۰) برابر است با ۳٬۰۲۵ ساعت. پس با توجه به حجم واقعی کار، آزمایشگاه باید حدود ۳٬۰۲۵ ساعت نیروی انسانی مصرف میکرد.
حالا سراغ عملکرد واقعی میرویم. ساعات کار واقعی ۳٬۱۰۰ ساعت بوده است. بنابراین ۳٬۱۰۰ منهای ۳٬۰۲۵ یعنی ۷۵ ساعت بیشتر از مقدار مورد انتظار نیروی انسانی مصرف شده است. اینجا یک انحراف بهرهوری داریم.
چقدر از ساعات اضافه طبیعی بود؟
اگر همان رابطه را برای حجم پیشبینیشده هم حساب کنیم، تصویر کاملتر میشود. برای ۶٬۲۷۰ واحد خدمت وزنی، ساعات بودجه اولیه برابر است با ۱٬۴۰۰ + (۰٫۲۵ × ۶٬۲۷۰) یعنی ۲٬۹۶۷٫۵ ساعت. این عدد از همان فرمول خود متن به دست میآید.
| مبنا | ساعت |
|---|---|
| بودجه اولیه در ۶٬۲۷۰ واحد خدمت وزنی | ۲٬۹۶۷٫۵ |
| بودجه تعدیلشده در ۶٬۵۰۰ واحد خدمت وزنی | ۳٬۰۲۵ |
| ساعات واقعی | ۳٬۱۰۰ |
یعنی از ۱۳۲٫۵ ساعت مصرف بیشتر نسبت به بودجه اولیه، ۵۷٫۵ ساعت کاملاً طبیعی بوده چون حجم خدمات افزایش یافته، و فقط ۷۵ ساعت انحراف بهرهوری است که باید بررسی شود. اگر این تفکیک انجام نشود، کل ۱۳۲٫۵ ساعت به حساب ناکارآمدی آزمایشگاه گذاشته میشود.
همه مطالب این سری
این مطلب بخشی از یک سری آموزشی درباره بهای تمامشده و تحلیل هزینه در بیمارستان است. ترتیب مطالب به این شکل است:
- محاسبه بهای تمامشده خدمات آزمایشگاه بیمارستان با یک مثال کامل
- بهای تمامشده آزمایش CBC چگونه محاسبه میشود؟ مثال عددی از صفر تا صد
- چرا با کاهش تعداد آزمایشها بهای تمامشده هر آزمایش افزایش مییابد؟
- بودجه انعطافپذیر آزمایشگاه بیمارستان؛ افزایش هزینه همیشه به معنی عملکرد نامطلوب نیست
- تحلیل انحراف هزینه آزمایشگاه؛ افزایش هزینه از قیمت است یا مصرف؟
- محاسبه بهای تمامشده خدمات رادیولوژی؛ چرا تقسیم کل هزینه بر تعداد بیماران اشتباه است؟
- بهای تمامشده یک عمل جراحی چگونه محاسبه میشود؟ نقش زمان اتاق عمل در هزینهیابی
- بهای تمامشده هر روز بستری چگونه محاسبه میشود؟ چرا روز-بیمار بهتنهایی کافی نیست؟
- بهای تمامشده هر مراجعه به اورژانس؛ چرا تقسیم کل هزینه بر تعداد بیماران کافی نیست؟
- چرا هزینه داروی بیماران افزایش پیدا کرده است؟ تفکیک اثر قیمت از مقدار مصرف
- چرا هزینه رختشویخانه بیمارستان افزایش یافته؟ تحلیل قیمت، بهرهوری، حجم و شدت خدمت
- هزینه نظافت بیمارستان را چگونه بین بخشها تسهیم کنیم؟ متراژ یا ساعت خدمت؟
- بهای تمامشده هر وعده غذای بیمار چگونه محاسبه میشود؟
- هزینه حقوق آزمایشگاه بیشتر شده؛ واقعاً نیروی انسانی بیشتری مصرف شده یا فقط نرخ هزینه بالا رفته؟ (همین مطلب)
- هزینه بخش بستری بیشتر از انتظار شده؛ مشکل از قیمت است، مصرف منابع یا تعداد روز-بیمار؟
- وقتی واحدهای پشتیبانی بیمارستان به هم خدمت میدهند، بهای تمامشده چگونه محاسبه میشود؟
حالا آن ۷۵ ساعت چقدر هزینه دارد؟
نکته مهم اینجاست که نباید تمام افزایش هزینه حقوق را به همین ۷۵ ساعت نسبت دهیم؛ ممکن است هزینه هر ساعت نیروی انسانی هم تغییر کرده باشد. برای اینکه مثال را با شرایط بیمارستان ایران بیان کنیم، هزینه کامل حقوق و مزایای هر پرسنل را در سال ۱۴۰۵ ماهانه ۳۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال در نظر میگیریم. این همان مبنایی است که در بهای تمامشده هر وعده غذای بیمار چگونه محاسبه میشود؟ هم به کار رفت؛ در سراسر این سری یک مبنای واحد استفاده میشود تا مقایسه بین واحدها معنا داشته باشد.
اگر مبنای کار ماهانه هر نیروی تماموقت را ۱۷۶ ساعت در نظر بگیریم، هزینه تقریبی هر ساعت نیروی انسانی میشود ۳۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۱۷۶ یعنی حدود ۱٬۹۸۸٬۶۳۶ ریال. بنابراین هزینه ۷۵ ساعت مصرف بیشتر از استاندارد تقریباً ۷۵ × ۱٬۹۸۸٬۶۳۶ یعنی حدود ۱۴۹٬۱۴۷٬۷۰۰ ریال خواهد بود.
پس در این مثال حدود ۱۴۹ میلیون ریال افزایش هزینه را میتوان به مصرف ساعات بیشتر از مقدار مورد انتظار نسبت داد. اما این فقط یک بخش از تحلیل است.
ممکن است هزینه واقعی هر ساعت از ۱٬۹۸۸٬۶۳۶ ریال بیشتر شده باشد؛ مثلاً به دلیل اضافهکار، نوبتکاری، کار در روزهای تعطیل یا تغییر ترکیب کارکنان. در این حالت دو انحراف کاملاً متفاوت داریم:
- انحراف بهرهوری: چند ساعت بیشتر یا کمتر از مقدار موردنیاز مصرف کردهایم؟
- انحراف نرخ: هر ساعت نیروی انسانی چقدر بیشتر یا کمتر از نرخ مورد انتظار برای بیمارستان هزینه داشته است؟
همین تفکیک نرخ از کارایی در تحلیل انحراف هزینه آزمایشگاه؛ افزایش هزینه از قیمت است یا مصرف؟ برای مواد و نیروی انسانی نشان داده شد. سه عامل اصلی اختلاف هزینه واقعی و بودجه، حجم و قیمت و مصرف یا بهرهوری است.
چرا این تفکیک برای مسئول امور مالی مهم است
فرض کنید فقط گزارش شود که ساعات کار آزمایشگاه از مقدار پیشبینیشده بیشتر شده است. این گزارش ناقص است، چون حجم واقعی خدمات هم از ۶٬۲۷۰ به ۶٬۵۰۰ واحد خدمت وزنی افزایش یافته است. طبیعی است وقتی آزمایشگاه خدمات بیشتری ارائه میکند، بخشی از ساعات کار هم افزایش پیدا کند.
سؤال درست این نیست که چرا ساعت کار بیشتر شده؛ بلکه باید پرسید با توجه به حجم واقعی خدمات، چند ساعت باید مصرف میشد و چند ساعت واقعاً مصرف شده است. پاسخ در این مثال: ساعت مورد انتظار در حجم واقعی ۳٬۰۲۵ ساعت، ساعت واقعی ۳٬۱۰۰ ساعت، و انحراف ۷۵ ساعت بیشتر.
حالا مسئول امور مالی میتواند همین ۷۵ ساعت را برای بررسی به مسئول آزمایشگاه ارائه کند:
- آیا اضافهکاری افزایش یافته؟
- آیا خرابی دستگاه باعث افزایش زمان انجام آزمایشها شده؟
- آیا شیفتبندی مناسب نبوده؟
- آیا ترکیب آزمایشهای انجامشده پیچیدهتر شده؟
- یا واقعاً بهرهوری کاهش یافته است؟
نکته مهم این است که عدد ۷۵ ساعت فقط وجود انحراف را نشان میدهد؛ علت آن باید بررسی شود.
چرا واحد خدمت وزنی، نه تعداد آزمایش
یک نکته دیگر هم در این مثال بسیار کاربردی است. چرا اصلاً از واحد خدمت وزنی استفاده کردیم و تعداد آزمایشها را نشمردیم؟ چون همه آزمایشها منابع یکسانی مصرف نمیکنند. اگر یک ماه ۱۰ هزار آزمایش ساده داشته باشیم و ماه دیگر همان ۱۰ هزار خدمت شامل آزمایشهای پیچیدهتر باشد، گفتن اینکه تعداد آزمایشها تغییری نکرده تصویر درستی از حجم کار آزمایشگاه نمیدهد. بنابراین در هزینهیابی آزمایشگاه، نوع و وزن خدمت اهمیت دارد؛ نه صرفاً تعداد خام آزمایشها.
حالا گزارش مسئول امور مالی بهجای اینکه فقط بگوید هزینه نیروی انسانی آزمایشگاه افزایش یافته است، میتواند نشان دهد که حجم واقعی خدمات از پیشبینی بیشتر بوده، در سطح واقعی فعالیت ۳٬۰۲۵ ساعت نیروی انسانی مورد انتظار بوده، اما ۳٬۱۰۰ ساعت مصرف شده و در نتیجه ۷۵ ساعت انحراف مصرف نیروی انسانی ایجاد شده است. بعد از آن، اگر هزینه هر ساعت نیز از نرخ مورد انتظار بیشتر باشد، اثر آن باید جدا از انحراف بهرهوری محاسبه شود.
این تفکیک یک نتیجه مهم دارد: افزایش هزینه حقوق آزمایشگاه الزاماً به معنی نیروی مازاد یا کاهش بهرهوری نیست. ممکن است بخشی از افزایش هزینه صرفاً به دلیل افزایش حجم خدمات باشد، بخشی ناشی از مصرف ساعات بیشتر و بخشی ناشی از افزایش نرخ واقعی هزینه نیروی انسانی. وظیفه تحلیل بهای تمامشده این است که این سه عامل را از یکدیگر جدا کند؛ تا مسئول امور مالی بیمارستان دقیقاً بداند افزایش هزینه از کجا آمده است و کدام قسمت واقعاً نیاز به بررسی دارد.
منبع : سایت حسابداری بیمارستان
کانال تلگرام @hospitalaccounting